دوستی

رفاقت

مقدمه اي بر واكسن وسرم

1-1        مقدمه

       تلاش انسان برای واکسیناسیون به قدمت تلاش او برای نجات از بیماری هاست. برای بررسی مایه کوبی و تاریخچه ی آن ناگزیر باید از دوران شناخت بیماری ها گذشت و در این رابطه در درجه ی اول می توان از آبله و سپس بیماری هاری ذکر نام نمود.همچنین به لحاظ وجود مستندات مدون پزشکی و تاریخی در دو بیماری اخیر و نیز به لحاظ اینکه واکسن این دو بیماری، اولین واکسن هایی هستند که با فاصله حدود یک سال به جامعه ی بشریت معرفی گردیده اند و نیز به لحاظ شناخت سیر تکاملی و نحوه ی ارائه ی این دو واکسن و نقش ارزنده ی هر یک در هموار نمودن دانش پزشکی، ایمنی شناسی، و نحوه ی مبارزه با بیماری های عفونی، تاریخچه ی این دو بیماری با تفصیل بیشتری توضیح داده می شود.

1-2-1 تاریخچه ی اولین واکسن

   مورخین انتشار ویروس آبله را بین انسان ها از دوران استقرار کشاورزی و مربوط به 10000 سال قبل از میلاد مسیح ذکر نموده اند. در دومین هزاره قبل از میلاد حداقل وجود آبله در سه جسد مومیایی شده ی فرائنه ی مصرگزارش گردیده که مستند تر از همه جسد مومیایی شده رامس پنجم است که به سال 1157 قبل از میلاد در سن 40 سالگی در اثر ابتلا به بیماری آبله تلف می شود. جسد مومیایی شده ی وی در سال 1979 به دقت مورد آزمایش قرار گرفته است و علایم جراحت آبله در صورت، سینه، دست و پا مشاهده گردیده و از طریق میکروسکوپ الکترونی نیز وجود ویرووس آبله تایید گردیده است.

     در سال 313 بعد از میلاد امپراتوری قدیم رم مورد حمله آبله قرار گرفته و تلفات سنگینی را متحمل شده است. بطوریکه گروهی از مورخین بر این اعتقادند که این بیماری در طول تاریخ منشا  تحول شگرف در شئون اجتماعی ملل مختلف جهان گردیده، تا جایی که یکی از علل تسخیر نیمکره ی غربی توسط سفیدپوستان را قدرت مخرب ویروس آبله ذکر کرده اند.

     در سال 910 میلادی دانشمند ایرانی ابوبکر محمد بن رازی اختلاف بین آبله و سرخک را در کتابی به نام "الجدری و الحصبه" به تفصیل بیان کرده و فرضیه هایی را در زمینه ی بروز بیماری و راه سرایت آن ارائه نموده است. همچنین استفاده از قطره های چشمی و ادویه و اشربه ی بسیاری را برای بیماران توصیه نموده است. وی در همان هنگام در شهر ری دلمه های آبله را با قند و گلاب مخلوط می نموده و برای ایجاد ایمنی به صوری خوراکی تجویز می کرده است.

   در همه گیری های وسیع آبله مشخص شده بود، افرادی که از بیماری شفا می یابند نسبت به حمله ی بعدی مقاومت دارند و در همین هنگام تلاش می شده که بیماری را بطور خفیف در افراد ایجاد کنند تا موجب ایمنی گردد. در اوایل قرن 18 اروپائیانی که به چین سفر می کردند شاهد این بودند که دلمه های آبله را بصورت پودر وارد بینی می کنند و از این راه عمل آبله کوبی یا واریولاسیون را انجام می دهند. همچنین از اروپا، خاورمیانه و هندوستان نیز مسافرانی بودند که روش های آبله کوبی را با استفاده از دلمه یا چرک آبله ای بر روی پوست سالم یا خراش داده شده، گزارش نموده اند.

     در دسامبر 1715، ماری مونتاگو1، همسر سفیر کبیر بیریتانیا در دربار عثمانی به بیماری آبله مبتلا می شود و شدیدا آبله رو می گردد. وی در ترکیه با روش آبله کوبی آشنایی پیدا می کند و چون برای پسر سه ساله ی خود نگران بوده است؛ به او اطمینان می دهند که با انتخاب دلمه ی مناسب  و تلقیح جلدی عمل بدون مخاطره خواهد بود. وی در 19 مارس 1718 فرزند خود را با موفقیت و بدون خطر شخصا تلقیح می نماید و موفق می شود که در انگلستان نظرها را معطوف به آبله کوبی نماید و به دنبال آن، عمل مایه کوبی روی مجرمین زندان  نیوگیت2 بطور داوطلبانه انجام می پذیرد. شش زندانی داوطلب، سه مرد و سه زن مایه کوبی می شوند و همه ی آنها به جز یک تن که قبلا به آبله مبتلا بوده است ، مبتلا شده و سپس بهبود می یابند. به علت نتایج رضایتبخش این آزمایش عمل آبله کوبی ابتدا در لندن و سپس در تمام ممالک غرب اشاعه می یابد.

    ادوارد جنر3،  روستا زاده ای انگلیسی بود که در 17 می 1749 متولد شد و در سال 1792 درجه ی دکترای پزشکی سنت آندریو4 را دریافت کرد و پزشک روستا شد. اولین واقعه در زندگی جنر، آبله کوبی او در سن 8 سالگی است که منجر به

1  Lady Mary Wortley Montagu

2 Newgate

3 Edwrd Jenner

4 St.Andrew

ابتلای وی به بیماری شدید شد.این واقعه همیشه فکر او را مشغول می داشت تا به هنگامی که پزشک شده و  جلوی این بیماری را بگیرد. وی در سیزده سالگی مدرسه را ترک کردو به شاگردی یک جراح داروساز درآمد و بدون امتحان، جراح داروساز گردید که این وضعیت به هیچ وجه معادل پزشک امروزی نبوده است. جنر بیاد داشت که یک دختر روستا زاده به او گفته بود که " من آبله نمی گیرم زیرا آبله ی گاوی گرفته ام".

    در 1789 در روستای محل زندگی جنر، بیماری ظاهر شد که آنرا آبله ی خوکی می گفتند؛ هر چند معلوم نیست که همان آبله ی گاوی نبوده باشد. پرستار فرزند جنر به این بیماری مبتلا شد و ادوارد جنر فرزند 10 ماهه ی خود را با پوستول دختر پرستار تلقیح نمود. در همان هنگام دو مستخدمه ی دیگر در همسایگی جنر با مواد پوستول دختر پرستار تلقیح شدند. در 12 ژانویه 1790 –جنر- فرزندش و پرستار وی را که یکی به آبله ی خوکی مبتلا شده و دیگری با مواد آن تلقیح شده بود؛ با آبله ی حقیقی –واریول- تلقیح نمود و هیچ گونه تورمی در بازو یا نشانه ای از بیماری در آنها ظاهر نگردید.

    در 14 می 1796، کار تاریخی تلقیح ویروس آبله توسط ادوارد جنر از روی دست سارا نلمس1، بر روی بازوی پسر 8 ساله ای به نام فیپس2 انجام  گرفت و در تاریخ اول جولای 1796، هفت هفته بعد از تلقیح آبله گاوی ،این پسر با مواد آبله واقعی از طریق خراش در بازو آلوده گردید، ولی هیچ اثری از بیماری ظاهر نشد.

1 Sara Nelmes

2 Phipps

      جنر نتایج آزمایشات موفقیت آمیز خود بر روی فیپس را بلافاصله اعلام ننمود، بلکه دو سال مداوم تجربیات خود را بر روی اشخاص دیگری تکرار کرد و بعد از آنکه این حقیقت غیر قابل انکار برای خودش مسلم شد، در سال 1798 رساله ای در 60 صفحه با عنوان "اطلاعاتی درباره علل و تاثیرات آبله و آبله گاوی بر یکدیگر"1 منتشر ساخت.

    کار جنر با انتقادات و اشکال تراشی های بسیاری مواجه گردید، تا جایی که مجبور شد برای پاسخگویی به یک سری انتقادات، به دقت شرایطی را که برای مایه کوبی لازم است را شرح دهد و حتی زمان درستی را که می توان از محتوای تاول برای مایه کوبی استفاده نمود، تعیین نماید. در 1799 رساله ای را در این باره منتشر کرد و دو سال بعد رساله ی جنر به عنوان دستورالعمل در اختیار 40 نفر پزشک و جراح قرار گرفت. به سرعت نتایج کار ادوارد جنر عالمگیر شد و در فرانسه طرفداران بزرگ و سرشناسی پیدا نمود. در سال 1805 به دستور ناپلئون تمام سربازانی که قبلا به آبله مبتلا نشده بودند، واکسینه شدند. از آن پس مایه کوبی به روش جنر و کمی بعد از آن با نگهداری سویه واکسن بر روی پوست گوساله و تلقیح انسان از واکسن تهیه شده روی پوست گوساله در سراسر جهان متداول گردید. واکسنی که از زمان کشف جنر تا ریشه کنی آبله به سال 1978 -حدود 180 سال- مصرف گردید عمدتا واکسن تهیه شده روی پوست گوساله و از سویه ی ویروسی واکسین بوده است.

    با کار تاریخی جنر، فصل نوینی در تاریخ پزشکی گشوده شد

ولی طی سالیان متمادی راه پر نشیب و فرازی را طی نمود تا

1 An Inquiry into the Cause and Effect of the Variolae Vaccinae

 اینکه با یک برنامه ریزی دقیق که توسط سازمان بهداشت جهانی تدوین گردید و از طریق جلب مشارکت و همکاری های بین المللی، ظرف کمی بیش از ده سال برنامه ی ریشه کنی جهانی آبله در 9 دسامبر 1979 به موفقیت نهایی رسید و در این هنگام ختم بیماری مخوف آبله از جهان اعلام گردید.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 11:30  توسط مجتبی  |